در سپتامبر 1931 مهربابا به اروپا و آمريكا
سفر کردند و با هزاران نفر در اين دو قاره
تماس حاصل نمودند و نام ايشان بزودي به گوش
آنهائي كه عميقا و صادقانه مشتاق معنويات
بودند رسيد. برخي از آنها را بابا، به
هندوستان دعوت فرمودند تا براي هفته ها يا
سالها پيش او باشند. بابا در مغرب زمین ابراز
داشتند که:
هدف من از آمدن به
اینجا تاسیس مذاهب و مسالک و انجمنهای روحانی
نیست. بلکه می خواهم کاری کنم که مردم به
مفهوم واقعی مذهب پی ببرند.

من قصد دارم که تمامی مذاهب و مسالک را چون
دانه های تسبیح از یک نخ عبور دهم و برای
نیازهای فردی و اجتماعی آنها را احیاء نمایم.

در شش سال بعد مهربابا به تمام دنیا سفر
نمودند و نه بار دیگر به مغرب زمین. خود بابا
بیان داشتند که این مسافرتها بنای کابلهای
ارتباطی بوده است. در این سفرها بسیاری شیفته
ی شخصیت و حضور الهی مهربابا شدند. از
هنرمندان صنعت سینما در هالیوود و دولتمردان
گرفته تا مردم عامی.

در ژوئن 1931 بود که مهربابا به ایران آمده و
مدت سه شب در داخل حرم حضرت رضا در مشهد
اعتکاف نمودند. که چگونگی این اعتکاف و اینکه
چطور ماموران و مسئولان ایرانی با اشتیاق و
احترام سه شب حرم حضرت رضا را خالی کرده و به
مهربابا تحویل دادند بسیار شگفت انگیز و الهی
است. 12 سال بعد فرمودند که: درخت ظهور
ربانی من در ایران، در شهر مشهد کاشته خواهد
شد که در آنجا رشد نموده و گسترش میابد و
سرانجام تمام دنیا را می پوشاند.

در فاصله ی این سفرها، مهربابا به هند بازگشت
نمودند و اعتکافها و روزه های خاص خود را از
سر گرفتند و اوقات خود را با مریدان نزدیک، می
گذراندند. مریدان نزدیک مهربابا زندگی پاک و
الهی خاصی را داشتند. برخی از مریدان زن در
طول این سالها همچون راهبه ها می زیستند.
برجسته ترین مرید زن مهربابا، مهرا بود که با
خوشحالی و تسلیمی بی نظیر، دستورات بابا را
انجام داده و زندگی مینوی ای را در کنار معبود
خویش سپری می کرد. مهربابا درباره ی مهرا چنین
فرمودند:
مهرا پاکترین روح
در عالم است. مهرا مرا چنانکه باید دوست داشته
شوم، دوست می دارد.
|