رفته رفته گروهی از مریدان به دور مهربان حلقه
زدند و در این زمان بود که یکی از آنها ایشان
را مهربابا (یعنی پدر مهربان و دلسوز)
خواند.
به همراه همین گروه بود که بابا در شهر بمبئی
استقرار یافته و دوره ای سخت و طاقت فرسا را
برای مریدها در جایی که آن را منزل میم
نامیدند , آغاز کردند.
در ماه می 1923 میلادی در شهر احمدنگر،
مهربابا چند تن از مریدهای خود را با پای
پیاده، به مکانی در فاصله ی چند فرسنگی از شهر
بردند. مهربابا آنجا در زیر یک درخت نیم
(Neem) نزدیک
یک چاه آب نشستند و مریدهای خود را متوجه فضای
ساده و آرام آنجا کرده و در این باره با ایشان
سخن گفتند. اینجا جایی بود که بعدها مهرآباد
نامیده شد. مهمترین مکان برای کارهای روحانی و
جهانی مهربابا و همچنین آرامگاه ایشان.