
در
حقیقت مهر من آرام و آسوده باشید، زیرا سرگردانی و ناامیدیهای شما، سایه شماست
که هنگام ادای واژه ناپدید می گردد.
بر
حذر باشید از مرشدان و مشایخ رنگارنگ که اسمان تاریک زندگانی شما را لحظه ای
روشن می نمایند و باز تیرگی شما را فرا می گیرد. منم خورشیدی که سایه نفس تان،
شما را از دیدنم باز می دارد. اندیشه ای که خود سایه خودتانید از دل بیرون
کنید. آنگاه خواهید دید، خورشیدی که منم، خود شما هستید.
آنچه
شما را می ترساند و گیج می کند و در چنگال یأس گرفتار می سازد، سایه خود شماست.
آنگاه که خورشید عشق با جلال خویش به جلوه در می آید، و دیدگان همه به سوی پرتو
آن می نگرد، کلیه سایه ها، حتی خاطرات آن نیز ناپدید می شود.
منم
شادی دل و یأس اندیشه شما، زیرا مهر به مقامی می رسد که خود از دریافت آن
ناتوانست.
چنانکه برای استواری دیرک، بایستی که آن، راست و محکم باشد و ته کلفت آن، به
خوبی در گل فرو رود، همین طور لازمه مهر نسبت به من آن است که پایه ایمانش در
رحمانیتم، به ژرفی فرو رود تا در مهر خویش ثابت قدم بماند.