گدای  کوی شماییم و حاجتی داریم
روا مدار که محروم از آستان برویم
نشان وصل به ما ده به هر طریق که هست
که باری از پی وصل تو بر نشان برویم
مگو که حافظ از این در برو برای خدا
که هر چه رای تو باشد جز این، بر آن برویم
  سالروز سکوت اوتار مهربابا

10 جولای 2008
مرو که در غم هجر تو از جهان برویم
بیا که پیش تو از خویش هر زمان برویم
سخن بگوی که پیش لب تو جان بدهیم
رها مکن که در این حسرت از جهان برویم
روا مدار که جان بر لبست و ما ز جهان
ندیده کام دل از آن لب و دهان برویم


 خانه
 |  زندگی مهربابا  |  اوتار کیست   |   کتابهای مهربابا  |  عکسهای مهربابا  |  شعر و هنر  |  اخبار  |  پیوند  |  ارتباط با ما  |   Meher Baba's pictures  |  messages  |  Art  |  News  |  Links  |  Contact Us

 

پنجشنبه 20 تیر 1387 برابر با 10 جولای 2008 میلادی، سالروز سکوت اوتار مهربابا میباشد.  این روز، روز سکوت نامیده شده و هر سال از زمان حیات اوتارمهربابا تا پس از ترک جسمشان در سراسر دنیا  دوستداران بابا، سکوت اختیار می کنند. هر کسی بنابر وضعیت خویش از چند دقیقه سکوت تا 24 ساعت سکوت را انتخاب کرده و به یاد و ذکر قلبی مهربابای محبوب مشغول می شود.  بابا در روزهای حیاتشان نیز هرگز در این مورد سختگیر نبودند و با شفقت و مهربانی بسیار، کسانی را که شرایط مناسبی برای سکوت نداشتند معاف می کردند و می فرمودند اصلا مهم نیست. به هر حال بابا از هرچیزی که به صورت مراسم و تشریفات در بیاید بیزار بودند و می فرمودند عشق تشریفات و مراسم ندارد. عاشق در سکوت خویش مرا دوست دارد و می پرستد. و مسلما آنچه که اهمیت دارد عشق است و سکوت نفس و ذهن که امیال را خاموش کردن است...

در 9 جولای 1925 شب هنگام، اوتار مهربابا برای مریدان مرد و زن به صورت جداگانه
صحبتهایی کردند و به ایشان فرمودند شما بسیار سعادتمند هستید که صدای مرا میشنوید زیرا از فردا من سکوت خواهم کرد... و مهربابا  در 10 جولای 1925 صبح هنگام ساعت 5 از کلبه ی خویش با سکوت خارج شدند. و این سکوت مقدس الهی  تا پایان عمر ایشان ظاهرا ادامه داشت ولی باطناً واژه را علی الدوام بیان کردند و می کنند. برای آنها که آمادگی آن را دارند ...
در همین مدت بود که مهربابا نوشتن کتاب پنهانی خود را آغاز کردند و فرمودند که این کتاب نکات معنوی بسیاری را در بردارد که پیش از این هرگز برای بشریت افشاء نگشته است.  به درستی مشخص نیست که آیا این کتاب همان "هوش بیکران" است و یا هنوز پنهان است و کسی از سرنوشت آن آگاه نیست.  پس از چند سال مهربابا دست از نوشتن کشیدند و توسط تخته ی الفبا ارتبط برقرار میکردند.
مهربابا درباره ی سکوتشان بیانات بسیاری داشتند که حتی به صورت کتابی جداگانه در آمده است. یکی از بیانات معروف و بسیار عمیق مهربابا این است:

من نیامده ام تعلیم دهم، بلکه آمده ام بیدار کنم. بنابراین بدانید که احکامی را شالوده ریزی نخواهم کرد. چون انسانها به احکام و اصولی که خداوند در گذشته برای آنها بنا نموده گوش فرا ندادند، در این شکل اوتاری، سکوت اختیار می کنم.
شما کلام می خواستید و به شما به حد کافی کلام داده شده است. حال زمان آن فرا رسیده که به آنها جامه ی عمل بپوشانید. من خود را از انسان به واسطه ی حجاب جهل او مخفی می دارم و شکوه و جلال خود را تنها برای تنی چند ظاهر می سازم. آنگاه که سکوت خود را بشکنم برخورد عشق من جهانی خواهد بود و کلیه ی جانداران در عالم آفرینش آن را خواهند دانست و آن را احساس خواهند کرد و آن را دریافت خواهند نمود. ...
سالها بعد مریدان دیگری نیز گاه گاه دستور سکوت از بابا می گرفتند که دو تن از ایشان که سکوتشان تا پایان حیات ادامه داشت  "گستادجی" و "دولت مَی" (مادر مهرا) بود. اوتار مهربابا در این دوره ی ظهور در سکوت با شدت هرچه تمامتر فعالیت خود را انجام دادند. ایشان بیان داشتند که این دوره ی ظهور الهی شان سختترین و پرکارترین ظهور بوده. سختتر و بسیار پر زحمتتر از ظهور مسیح و حضرت محمد و اوتارهای پیشین تر..
مهربابا مدام قول می دادند که سکوت خود را خواهند شکست و این برای درک و فهم عموم تنها انتظار برای یک واژه و یا بیان مطلبی بود که معجزه خواهد کرد ولی در حقیقت و در عمق کلام بابا، سکوت ایشان هر لحظه در درون افراد می شکست.
مهربابا به جای شکستن سکوت  ظاهری خود، به سکوت خود شدت بخشیدند تخته ی الفبا را در 7 اکتبر 1954 کنار گذاشتند و از آن پس با اشارات ویژه و خاص خویش به سخن گفتن ادامه دادند. که تا پایان حضور جسمانی ایشان ادامه داشت. اشاراتی که  هر کدام یکی از حروف بود و البته مریدان نزدیکی مانند "ایرج جساوالا " که  بابا ایشان را زبان خود می نامیدند گاهی با یک اشاره ی بابا جمله ای را کاملا درک و بیان میکرد. پیش از آغاز زبان اشاره بابا گلوی ایرج را بوسیدند و ایشان بعدها در خاطراتشان بیان کردند که من اصلا گاهی متوجه نمی شدم که منظور بابا از این اشاره ها چیست ولی فقط بیان می کردم و می دیدم که دقیقا منظور بابا را بیان کرده ام و بابا خشنود میشدند.
اگر چه بابا در این دوره سکوت اختیار کردند لیکن کتابهای بسیاری از ایشان که دیکته شده است به جا مانده که معروف ترین آنها "خدا سخن میگوید" و "بیانات 1 و 2و 3" میباشد و البته کتابهای دیگری که تمامی پرسشهای ذهن بشر امروزی را پاسخ جامع داده و ذهن و قلب را قانع و راضی می کند.

آنگاه که کلمه ی عشق من از سکوت من بیرون می جهد و در قلبهای شما سخن می گوید و می گوید که من در حقیقت کیستم، آن وقت خواهید دانست که این همان کلمه ی حقیقی است که همیشه اشتیاق شنیدن آن را داشته اید...

فراموش نکنید.. من خدا هستم...

2008/07/05 _ 1387/04/15 

 

خانه |  زندگی مهربابا  |  اوتار کیست   |   کتابهای مهربابا  |  عکسهای مهربابا |  شعر و هنر | اخبار   پیوند | ارتباط با ما |  Meher Baba's pictures  |  messages  |  Art  |  News  |  Links  | Contact Us