|
پرسش كننده: ركورد شما
در مسابقه هايي كه اول شديد و اول باقي مانديد چه بود؟
بابا: سي و سه
سال (33)
پرسش كننده: بالاترين
ركورد شما چه بود؟
بابا: به خاطر
نمي آورم
پرسش كننده: هيچ
كدام از معلمان و استادانتان پيشگويي درباره ي آينده
تان كرده بودند؟
بابا: نه
پرسش كننده: از
چه درسي زياد خوشتان مي آمد؟
بابا: از تمام
درسها به جز رياضيات
پرسش كننده: آيا
شما علاقمند به خواندن روزنامه ها و مجلات بوديد؟
بابا: (Union
Jack) يونين جك تا زمان دبيرستان
پرسش كننده: عقيده
سياسي شما چه بود؟
بابا: هيچي
پرسش كننده:
يا شما علاقه اي
به سياست داشتيد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا افتخار
مي كرديد كه يك فرد هندي هستيد؟
بابا: من به
اينكه همه دوستم داشتند افتخار مي كردم
پرسش كننده: آيا شما هيچ توجه به خصوصي به
هندوها داشتيد؟
بابا: در آن وقت
هيچ خيالي در اين مورد نداشتم.
پرسش كننده: آيا شما براي موفقيت فعليتان
به هيچ يك از معلمان مدرسه و استادان دانشگاهتان مديون
هستيد؟
بابا: تحصيلات چه
ارتباطي با حقيقت دارد؟
پرسش كننده: آيا قبل از اينكه باباجان شما را
طلب (صدا) كند، هيچ شخص مقدسي را ملاقات كرده بوديد؟
بابا:
نه
پرسش كننده: مدرسه اي كه شما در آن تحصيل مي
كرديد، بر روي تمام جماعتها باز بود؟
بابا:
بله، به جز طبقه
دستورها (كشيشهاي زرتشتيان)
پرسش كننده: تعليمات مذهبي در آنجا داده ميشد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا شما خرافاتي بوديد؟
بابا:
بله در سنين
خردسالي، درباره گربه ها. به خاطر مادر بزرگم
پرسش كننده: بين شخصيتهاي تاريخي و شعرا كدام
يك قهرمانتان بوده؟
بابا: حافظ
پرسش كننده: شما چه وقت
زبان ماراتي آموختيد؟
بابا: هيچوقت.
پرسش كننده: در خانه خود به چه زباني صحبت مي
كرديد؟
بابا:
به زبان پارسي
دري
پرسش كننده: حافظه شما خيلي خوب بود؟
بابا: بله
و همچنين دقيق و صريح
پرسش كننده: هيچوقت در امتحان تقلب كرديد؟
بابا: نه،
اما يكبار به يك دوست كمك كردم.
پرسش كننده: در هيچ كلاس خصوصي شركت كرديد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا فكر مي كرديد تقلب كردن بد
است؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا هيچوقت از بيماري شديد رنج
برده ايد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا شما شنا كردن را ياد گرفته
ايد؟
بابا: نه
پرسش كننده: تعصبات شما چه بود؟
بابا:
گوشت خوردن،
زنها، يك نوع ترس و احساس دستپاچگي در هنگام حرف
زدن با
آنها.
پرسش كننده: هيچ مشكلي در كنترل احساساتتان
داشتيد؟
بابا: در مورد
شهوت نه، اما گاهي عصبانيت از كنترلم خارج ميشد.
پرسش كننده: هيچوقت مايل به ازدواج بوديد؟
بابا: نه
پرسش كننده: به نوشيدن چاي يا شير علاقه
داشتيد؟
بابا: بله. به
نوشيدن چاي.
پرسش كننده: سبزيجات
مورد علاقه شما كدام بود؟
بابا: هيچكدام
پرسش كننده: در چه زمان شما به طور آشكار
گياهخوار شديد؟
بابا: بعد
از خودشناسي.
پرسش كننده: آيا عضو هيچ اجتماعي بوديد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا شما هم مثل
Vivekananda ويو كاناندا در دوران كودكي شيطنت
ميكرديد؟
بابا: در دوران
كودكي خيلي شيطنت مي كردم.
پرسش كننده: آيا غالبا
به باغباني مي پرداختيد؟
بابا: نه
پرسش كننده: گل محبوب
شما كدام بود؟
بابا:
هيچكدام
پرسش كننده: شما چند ساله بوديد وقتي كه شروع
به سجده نمودن بر پاهاي والدينتان كرديد؟
بابا: بعد از 16
سالگي
پرسش كننده: وقتي
از انجام دادن اين كار دست كشيديد چند ساله بوديد؟
بابا: بعد از
آنكه باباجان بر من نفوذ گذاشتند.
پرسش كننده: در
چه سني به مدرسه رفتيد؟
بابا: در سن 5 سالگي
پرسش كننده: در
چه سني امتحان دبيرستان را گذرانديد؟
بابا: در 16
سالگي
پرسش كننده:
در چه سالي اشعار شما در
Sany Vartman ساني وارتمن چاپ شد؟
بابا: در سال
1911 در دوره دبيرستان.
پرسش كننده: به
چه زباني تصنيف شده بودند؟
بابا: زبانهاي
اردو، پارسي و گجراتي
پرسش كننده:
كلوب جهاني هنوز موجوديت دارد؟
بابا: نه
پرسش كننده: آيا
شما رئيس آن بوديد؟
بابا: يك فرد
بنگالي كه فارغ تحصيل شده بود رئيس آن بود.
پرسش كننده: آيا شما نايب رئيس بوديد؟
بابا: نايب رئيس
يك اروپايي به نام آقاي
Dick ديك بود.
پرسش كننده: در
چه سالي تاسيس شده بود؟
بابا: در دوران
دبيرستان
پرسش كننده:
آيا شما به معبد و برج سكوت مي رفتيد؟
بابا: به ندرت
پرسش كننده: شما
فرزند محبوب والدينتان بوديد؟
بابا: محبوب
پدرم
پرسش كننده:
آيا هيچ معلمي شما را به ناحق آنطور كه
ويو كاناندا تنبيه شد، تنبيه كرد؟
بابا: نه لازم
نبود
منبع: كتاب جواب |