|
تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد اينقدر هست كه تغيير قضا نتوان كرد به فسوني كه كند خصم رها نتوان كرد حل اين نكته بدين فكر خطا نتوان كرد روز و شب عربده با خلق خدا نتوان كرد كه در آيينه نظرْ جز به صفا نتوان كرد طاعت غير تو در مذهب ما نتوان كرد |
دست در حلقه ي آن زلف دوتا نتوان كرد آنچه سعي است من اندر طلبت بنمودم دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست مشكل عشق نه در حوصله ي دانش ماست غيرتم كشت كه محبوب جهاني ليكن نظر پاك توان در رخ جانان ديدن بجز ابروي تو محراب دل حافظ نيست |
