با تو پيوستم و از غير تو دل ببريدم *** آشناي تو ندارد سر بيگانه و خويش

خرمن صبر من سوخته دل داد به باد *** چشم مست تو كه بگشاد كمين از پس و پيش

حافظ از نوش لب لعل تو كامي كي يافت *** كه نزد بر دل ريشش دو هزاران سر نيش

من خرابم ز غم يار خراباتي خويش *** مي زند غمزه ي او ناوك غم بر دل ريش

به عنايت نظري كن كه من دلشده را ***  نرود بي مدد لطف تو كاري از پيش

پرسش حال دل سوخته كن بهر خدا ***  نيست از شاه عجب گر بنوازد درويش



Previous Home Next




013





www.meherbabairani.com -- -- 1386/04/05 _ 2007/06/27