ز دوستان قديم اينقدر دريغ مدار
كنون كه ماه تمامي نظر دريغ مدار
سخن بگوي و ز طوطي شكر دريغ مدار
مراد ما همه موقوف يك كرشمه ي توست
حريف بزم تو بودم چو ماه نو بودي
كنون كه چشمه ي نوش است لعل شيرينت