|
شوقست در جدايي و جورست در نظر *** هم جور به، كه طاقت شوقت نياوريم ما را سَريست با تو كه گر خلق روزگار *** دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَريم ما با توايم و با تو نه ايم اين چه حالتست *** در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم |
بگذار تا مقابل رو تو بگذريم *** دزديده در شمايل خوب تو بنگريم روي ار به روي ما نكني حكم از آن توست *** باز آ كه روي در قدمانت بگستريم گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق ما *** از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم |
