دمي به حال غريب ديار خود پرداز
به شرط آنكه ز كارم نظر نگيري باز
بر آستين وصالت چو نيست دست نياز
منم غريب ديار و تويي غريب نواز
به هر كمند كه خواهي بگير و بازم بند
بر آستان خيال تو مي دهم بوسه
در پيش عكس رويت شمس و قمر خيالي در جنب طاق چشمت نيل فلك سرابي