|
|
|
در زمان مهربابا كُلنلي بود به نام "اِم اِس ايراني"* (M.S.Irani). او نقش راوانا را بازي مي كرد. (*) توضيح مترجم: جالب است كه نام شناسنامه اي مهربابا هم "اِم اِس ايراني" (M.S.Irani) است. هميشه به اين فكر بود كه چگونه مردم را متقاعد كند كه با مهربابا مخالفت كنند. او تمامي جامعه ي پارسي را بر ضد مهربابا گسيل كرد. تنها عده ي كمي از آنها از ته دل پيرو بابا شدند. ديگران اين معدود را مسخره مي كردند. در زمان رام تنها يك راوانا بود. مهربابا گفته است كه اين بار 12 راوانا (مانند يهودا از اصحاب مسيح) خواهد بود. كُلنل اِم اِس ايراني اولين راواناي مهربابا بود و نقش خود را به كمال بازي كرد. راوانا نيز نقش خود را كامل ايفا كرد. او و كُلنل ايراني تنها به آن كس فكر مي كردند كه با او مخالفت مي ورزيدند. هميشه به ياد او بودند. چه وسيله ي نيرومندي براي كار الهي بودند! چون ما به راستي در جهل هستيم اين قضيه سرگرم كننده به نظرمان مي آيد ولي فراسوي فهم است. و تنها آنهايي كه اندكي به حقيقت نهايي گرايش دارند به سبب ايمانشان به حقيقت اين مسئله را خوب درك مي كنند. هر بار كه يگانه ي ازلي در اوضاع متفاوتي از جهل و ناداني به زمين فرود مي آيد بايد يك راوانا به صحنه بياورد. ولي راوانا كار يگانه ي ازلي را كوچك نمي كند. بلكه برعكس مردم را به سوي ايمان راستين سوق مي دهد. او با رام يا مهربابا مخالفت مي ورزد و او اين كار را د ركمال خلوص انجام مي دهد. هرچند ظاهرا به نظر مي رسد كه خيلي ابله است. در هر عصري چنين چيزهايي اتفاق مي افتد. مخالفت نيز مفيد است ولي بايد خيلي محكم و استوار باشد. نه اين كه بگويم براي يافتن حقيقت نهايي بايد الزاما با اوتار مخالفت بورزيم. ولي نيز نبايد از ديگران تقليد كرد. چون چنين كاري ريا و دورويي است. در زمان زرتشت نيز با او مخالفت شد. در زمان رام گفتيم كه راوانا به مخالفت با او برخاست. در زمان كريشنا دايي او كامسا مخالف او بود. در عصر بودا بعد از او مخالفتي شديد به وقوع پيوست. وقتي اين اتفاق افتاد مردم از ته دل پيرو بودا شدند. در زمان مسيح قشر روحاني با او مخالفتي شديد كردند. چكونه او زجر كشيد و كشيد و كشيد تا به صليب كشيده شد. ولي بيش از يكصد سال بعد چه شد؟ مردم شروع به پيروي از مسيح كردند. در زمان محمد با او شديدا مخالفت شد. يك بار به سبب اين مخالفت مردم به سويش سنگ انداختند و دو دندانش را از دست داد. از مكه گريخت و به مدينه رفت. در زمان مهربابا نيز كُلنل اِم اِس ايراني و بسياري ديگر با او مخالفت كردند. حالا افراد خانواده ي كساني كه با مهربابا مخالف بودند پيرو او هستند. مي خواهم كاملا برايتان روشن كنم كه كساني كه صادقانه با او مخالفت مي كنند نيز پيرو او هستند. هرچند اين پيروان به درستي درك و فهميده نمي شوند. آنها او را به نحوي ديگر در فكر و يادشان دارند. اين نوع پيروي "ويرود باكتي" يا پيروي همراه با مخالفت ضاهري نام دارد. هيچكس نبايد به سبب اين پيش آمد مورد ملامت قرار گيرد. پس چرا اتفاق مي افتد؟ طبق برنامه ي الهي اتفاق مي افتد. وقتي يگانه ي ازلي در جريان اين مخالفت تحقير مي شود پس در مورد مردم عادي چطور؟ در آنها مخالفت به سبب جهل و ناداني به وقوع مي پيوندد و طبق برنامه ي الهي است. چون خواست اوست.
|